۱۳۸۸ شهریور ۳۰, دوشنبه

آغازی دو باره

چند سالی است که در اینترنت در باره انسان می نویسم .دغدغه ها و نگرانی های خودم در باره کرامت و احترام انسان که هر روز در کشور ما کمتر و کمتر می شود ، را در این صفحه مجازی به نقد می گذارم.اندیشه ها و دین ها برای رستگاری و نشاط بشر پیدا شده اند و امروز در سایه نادانی و قدرت طلبی همین انسان ، عامل خشونت و هراس مردم شده اند . نگران روزهایی هستم که بدون برخورداری از لذتی پاک و زیبا در گذشته گم می شوند . انگار سرنوشت ما را با تلخی و اندوه رقم زده اند .آنها که بی حرمتی می کنند و آنها که حرمتشان شکسته می شود ، هر دو انسان هستند . انسانی که گاهی نه می بیند و نه می شنود و نه می اندیشد و اینجا فاصله بین انسان فرهیخته و انسان مانده در روزمرگی ها آشکار می گردد. وقتی قدرت نداریم ، به زمین و زمان متوسل می شویم که راهی برای نجات خود بیابیم و وقتی قدرتمند می شویم ، به روشهای مختلف راههای نجات دیگران را می بندیم. این یک واقعیت است و باید در این بستر فرهنگی برای نشاط و خنده انسان چاره ای اندیشید. در رویا و خیال نمی توان حرکت کرد و راه را پیش رفت. نمی توان عده ای را کنار گذاشت و با بقیه رفت .باید با خوب و بد این راه طولانی را گذر کرد و هر لحظه را به امید تعالی با شادی و لذت توام ساخت.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر