۱۳۸۸ مهر ۱۴, سه‌شنبه

وقتی خبرگان چنین هستند...

اسمشان را خبرگان گذاشتند تا نیازها و خواسته های دینی جامعه را با انتخاب رهبر آگاه و فرهیخته پاسخ دهند و در طول سالیان خدمت همیشه بالای سر رهبری کشور قرار گیرند تا بتوانند بر عملکرد او و نهادهای زیر مجموعه وی نظارت موثر داشته باشند. امروز خبرگان نه تنها بر رفتار و گفتار رهبری نظارت نمی کنند که رهبر بر عملکرد آنها نظارت می کند. نه تنها رهبر از خبرگان حساب نمی برد که خبرگان از ترس رهبر حتی نمی توانند حرفهایشان را نیز بزنند. وقتی بزرگان و پیشکسوتان روحانیت چنین باشند ، دیگر از منبری ها و پایین دستی ها چه انتظاری است؟ . وقتی آنها که سالهای زیاد عمرشان را پشت سر گذاشتند و همه شان در شناخت دین به درجه اجتهاد رسیدند ، اینگونه مرعوب قدرت و سیاست دروغ و تهدید باشند ، از واعظان و خطیبان مساجد چه انتظاری می توان داشت؟ . می توان اعتقاد به خدا و آخرت را با جان و دل ترویج کرد ، بدون آنکه به آن اعتقاد داشت. مانند کارگری که برای به دست آوردن پول زندگی مجبور است کارهایی را انجام بدهد که شاید از آنها نفرت دارد. در دروان حکومت جمهوری اسلامی روحانیت در چرخه معیوب قدرت و دولت گرفتار شدند و روز به روز بیشتر از پیش در گرداب سیاست خدعه و نیرنگ به چنگ افتادند و چاره ندارند جز اینکه دروغ و نیرنگ را رنگ و روی شرعی ببخشند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر