۱۳۸۸ مهر ۱۹, یکشنبه
جماعت بی حیا ...
طمع قدرت بد دردی است . اگر آلوده اش شوی ، دار و ندارت را به باد می دهد و بی آبرویت می سازد. آنها که از قدرت می گریزند و با داد و فریاد گوش عالمیان را کر ساخته و هر روز بیش از پیش از سیاست و قدرت تبری می جویند ، بیشتر از همه به دنبال قدرت افتاده و در این وادی تاریک برای پیشی گرفتن از حتی هم مسلکان خود بی حیایی را پیشه خود می سازند. در این روزهای امتحان الهی در بین روحانیون کسانی پیدا می شوند که هنوز رگ غیرت و حمیت در وجودشان نخشکیده و با مشاهده ظلمها و ستمها همانند اجدادشان به دفاع از حقیقت پرداختند . در این بین ریاکاران که امروز بیشتر از همیشه در لایه های جامعه ایرانی تکثیر یافته اند ، بیشرمانه آنها را مورد حمله گستاخانه خود قرار می دهند تا مشمول تقدیر سلطان شوند و شاید برای خود پست و مقامی بزرگتر بیابند. کسی پیدا می شود که به آقای دستغیب بی احترامی می کند.دستغیب ها را همه ایرانی ها می شناسند و اسمشان در همه جا پیچیده است .این طلبه بی حیا را کسی نمی شناسد و حتی آدم نیز حساب نمی کند . او ناچار است برای ابراز وجود چون سگان پارس کند تا شاید مردم متوجه او نیز بشوند. مطمئنا روزی خواهد رسید که او را از بارگاه خواهند راند . به سگان بیشتر از این بها و ارزش نمی دهند. سلطان بهتر از همه این جماعت را می شناسد. او از همه این گروه بی حیا فقط برای چند روز ادامه حیات سلطانی بهره می جوید.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر