۱۳۸۸ آبان ۸, جمعه
مشتری مداری در دین
علیرغم اینکه در ادیان آسمانی بیشتر از همه مکاتب بشری روی انسان و کرامت انسانی تاکید شده است ولی در واقعیت جایگاه انسان در ادیان و مکاتب بشری عوض شده است بطوریکه در ادیان ، روحانیان دینی انسان را عامل درجه دوم تصور کرده و کرامت او را به نام دین خدشه دار می سازند.در مکاتب بشری انسان در ابتدای تمام اتفاقات جای گرفته و روحانیت سنتی و محافظه کار ادیان آسمانی جای انسان را با دین و خدا عوض کرده اند و به نام خدای مهربان انسان را به مسلخ خواسته ها و منیات درونی خود می برند. در دین ،انسان مشتری خداست و برای همین برای رفاه و زندگی او همه چیز آفریده شده است و خدا هم مشتری انسان است که گفته طوری باش که من خودم ترا انتخاب کنم. رویکرد جایگاه انسان روی ارتباطات و رفتارهای اجتماعی تاثیر زیادی گذاشته است. در مجالس وعظ و خطابه اغلب کسانی می روند که تفکر دینی را دربست پذیرفته و برای همین سراپا گوش هستند و خطیب خوشحال از اینکه چه جامعه دینداری هست و برای همین از انبوه آنها که بیرون هستند و نرفته اند غافل می ماند و یا در صورت اطلاع نیز آنها را با چوب بی دینی می راند و برایش مهم نیست که بیایند و یا نیایند .شاید برایش مهم این است که کمتر بیایند و سر و صدا راه نیندازند و سوالات مشکوک نکنند. همین تعامل یکطرفه است که بزرگان دین را تا بحال به چالش جدی نکشیده است و به رتق و فتق امور دینی با رویای خوش خیالی مشغول هستند و اگر سراغ مشتری بروند و مشتری برایشان مهم باشد، آنوقت خوابشان آشفته می گردد و پژوهش چنان جانشان را می آزارد که خواب از چشمانشان می پرد و دیگر نمی توانند با قهریه بی دینی ، کسی را محکوم نمایند و یا برانند. تصور می کنم که تا فلسفه مشتری محوری و انسان محوری در حوزه دین و تفقه جا نیفتد و فقها خود را موظف به پاسخگویی به انسان ندانند ، اتفاق خاصی نخواهد افتاد . فقهای دین اغلب خود را در برابر خدا پاسخگو معرفی می کنند و خدا را هم کسی ندیده است که از اینها حساب بکشد و برای همین هر کاری می خواهند با ذهن و اندیشه مردم می کنند. پررویی این جماعت چنان است که از مردم می خورند و بر علیه مردم حکم می دهند.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر