۱۳۸۸ آذر ۲۰, جمعه
شفاف باشیم.
اندیشمندان علوم اجتماعی و مدیریت معتقد هستند برای بیان پیشرفتها و موفقیتهای سازمانی باید شاخصهای اختصاصی و شفاف تدوین و تعریف شوند که توده های مردم بتوانند آنها را تحلیل و تعبیر نمایند. همه سازمانها و حتی دولتها برای رفاه مردم تاسیس شده اند و باید در مقابل مردم پاسخگو باشند و حتی پاسخگویی در برابر خدا نیز همان رضایت توده مردم است که باید از کارهای ما سر در بیاورند. قرنهاست که روحانیت برای تاثیر تبلیغ ها و رفتارهای خود شاخصی همه فهم نداده است و همیشه کلی گویی کرده و جملاتی گنگ و نامفهوم ارائه داده است. این گروه اغلب کارهایشان را با شاخص رضایت خدا و دلخوشی امام زمان بیان می کنند . شاخصهایی که هیچوقت قابل سنجش نیستند. چون از شاخصهای قابل سنجش می ترسند ، همیشه پشت نام خدا و امام زمان پنهان شده و نیات شوم خود را عملی می سازند.یکی از معانی شجاعت ، به گردن گرفتن مسئولیت کارهای خویش است .آدم شجاع نتایج کارهای خود را به گردن کسی دیگر نمی اندازد . روحانیت در اغلب موارد مسئولیت کارهای خود را به گردن نگرفته و از دین و پیامبر مایه گذاشته است و این یعنی ترس از شفافیت و ترس هم نشانه خالی بودن درون است .
۱۳۸۸ آذر ۱۹, پنجشنبه
السابقون
السابقون السابقون
اولئک المقربون
ثله من الاولین
و قلیل من الاخرین
روزگار غریبی است .قرنهاست داستان ابراهیم و اسماعیل را در منابر می گویند و در کتابها می نویسند .داستانی که اشک عاشقان و عارفان را در می آورد و برای لحظه ای حس غبطه به ابراهیم در وجود آدمی پدیدار می شود . پس از آن یک لحظه ،حتی یک گام به سوی ابراهیم شدن و اسماعیل شدن بر نداشتیم. انگار عادتمان شده و باورمان که ایثار و گذشت و خوبی ها و زیبایی ها را در کتابها بخوانیم .انسان امروز چشم به راه است تا فردی دیگر داستانی دیگر از عشق و معرفت بنویسد تا او دوباره بخواند و برای لحظه ای اشک بریزد .او داستانها را نیز برای یک لحظه نرم شدن قلب خودش می خواهد نه چیزی دیگر. تازه معنای السابقون در ذهنم متجلی می شود.السابقون انسانهایی هستند که داستانها را می سازند و زندگی شان داستان قرنها و سالهای مردم می شود که هنوز چشم به راه معجزه ای دیگر هستند. السابقون افرادی هستند که هر روز برای امید و نشاط وارد خانه هایمان و روح هایمان شده و راه را نشانمان می دهند و برای همین بسیار کم هستند.
اولئک المقربون
ثله من الاولین
و قلیل من الاخرین
روزگار غریبی است .قرنهاست داستان ابراهیم و اسماعیل را در منابر می گویند و در کتابها می نویسند .داستانی که اشک عاشقان و عارفان را در می آورد و برای لحظه ای حس غبطه به ابراهیم در وجود آدمی پدیدار می شود . پس از آن یک لحظه ،حتی یک گام به سوی ابراهیم شدن و اسماعیل شدن بر نداشتیم. انگار عادتمان شده و باورمان که ایثار و گذشت و خوبی ها و زیبایی ها را در کتابها بخوانیم .انسان امروز چشم به راه است تا فردی دیگر داستانی دیگر از عشق و معرفت بنویسد تا او دوباره بخواند و برای لحظه ای اشک بریزد .او داستانها را نیز برای یک لحظه نرم شدن قلب خودش می خواهد نه چیزی دیگر. تازه معنای السابقون در ذهنم متجلی می شود.السابقون انسانهایی هستند که داستانها را می سازند و زندگی شان داستان قرنها و سالهای مردم می شود که هنوز چشم به راه معجزه ای دیگر هستند. السابقون افرادی هستند که هر روز برای امید و نشاط وارد خانه هایمان و روح هایمان شده و راه را نشانمان می دهند و برای همین بسیار کم هستند.
اشتراک در:
پستها (Atom)